چارانه

خرید بک لینک
هر کس که قد کشید، صنوبر نمیشوددشمن که با رَفیق، برابر نمیشود ضرب المثل شدهست ولیکن اگر بزی-گر شد تمام گلهی ما گر نمیشودیوسفْ فریب خورد؛ ندانست هر کسیهمخون اگر که بود، برادر نمیشود باید دَوید، تا به لبِ چشمهیی رسیدبا آروزی آب، لَبیْ تَر نمیشود فرق میان ما و شما در عیار ماستهر کس طلا فروخت که زَرگَر نمیشودراهی نمانده تا دلِ ساحل، شنا کنیداین قایق شکسته، شناور نمیشوددر بین صدهزار، یکی رُستم است و بسهر کس به جنگ رفت، دلاور نمیشوداصلاً حیا نکن! بزن از پشتِ سر که مرگبر گرُدهیی که طعمهی خنجر نمیشود  میلاد شهبازی- از مجموعه غزل «خروج» + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 21:32 توسط  |  چارانه...ادامه مطلب

ما را در سایت چارانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:24

تا بیاییْ حالم از، این رو به آن رو میشوداز حیاط زندگانی، مرگْ جارو میشود همنشینهای تو اِی آزادی! آزادند و پاکهر که با گُل همنشین بودهست خوشبو میشود راه من، رو به تو ختم است و تویی فرجامِ منمقصدِ پایانیِ  زنبور، کندو میشود همچنانکه پادزهر از زهر میآید به دستدردِ ما هم بیگمان، یک روز دارو میشود آب بودی؛ هر که آمد در حریمت پاک شدهر که شد همکیشِ افلاطون، ارسطو میشود شعرهای من به چشمانت بَها خواهند دادچشمهای تو برای شعرم اُلگو میشودمیلاد شهبازی/ مجموعه غزل خروج (۱۳۹۹- نشر فصل پنجم) + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 18:35 توسط  |  چارانه...ادامه مطلب

ما را در سایت چارانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:24

طرحی از دستانِ تو، روی تنم جا مانده استبا خودت بُردی مرا؛ پیراهنم جا مانده استدیدنِ هر کس به غیر از تو، برایم سخت بودبِینِ چشمت، تار و پودِ دیدنم جا مانده استگردنم را زیرِ دِینِ هر کسی بُردم، نشدیادم آمد دِینِ تو بر گردنم جا مانده اَست بی تو هر جا میروم، تقدیرِ قلبم غربت استمیهنم بودی، دلم در میهنم جا مانده است هیچ شهری هم پذیرای قدمهایم نبودبینِ آغوشِ تو کوی و برزنم جا مانده است گفته بودی دشمنم هستی؛ پذیرفتم ولیدست من در دستهای دشمنم جا مانده است میلاد شهبازی (مجموعه غزل خروج- ۱۳۹۹، نشر فصل پنجم) + نوشته شده در جمعه یکم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 17:51 توسط  |  چارانه...ادامه مطلب

ما را در سایت چارانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:24

ما زِ یاران، چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم (حافظ) چشم یاری مثل حافظ، از رفیقان چشمِ یاری داشتم راست می گفت و غلط بود آنچه می پنداشتم چوبِ خشکی هم اگر بودی، درختی می شدی حیف از آن عشقی که من در سینه ی تو کاشتم مثلِ رودی که به سختی، پُشتِ سدّی مانده است موجِ رفتن، در دو پایت بود و من نگذاشتم بر سرِ هر کس کلاهی می گذارد روزگار من کلاهم را ولی با دست خود برداشتم اینچنین آسوده جانم را نگیر اِی زندگی چون برایِ مُردن خود، آرزو ها داشتم چارانه...ادامه مطلب

ما را در سایت چارانه دنبال می‌کنید

برچسب: چشم یاری,چشم یاری داشتیم,چشم یاری شجریان,چشم یاری بیداد,چشم یاری شجریان دانلود,چشم یاری صدیق تعریف,چشم یاری مهران مدیری,چشم ياري,تکست چشم یاری,چشم ياري داشتيم, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 2:46

آغاز تو و حُسنِ خِتامت شده است

هر مصرع من، تکیه کلامت شده است

از اینکه تهی دست شدم، باکی نیست

شش دانگ رباعی ام به نامت شده است

چارانه...

ما را در سایت چارانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 18:28

صفحه بندی